السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

522

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : توجيه معناى اين روايت گذشت . و در تفسير قمى از امام صادق ع آمده كه امام فرمود : خداى تعالى در عالم ذر به ايشان فرمود : * ( « أأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي » ) * و معناى « اصر » عهد است . * ( « قالُوا أَقْرَرْنا » ) * آن گاه خداى تعالى به ملائكه فرمود : « فاشهدوا » گواه باشيد . « 1 » مؤلف قدس سره : لفظ آيه با اين عبارت مىسازد ، و آن را دفع نمىكند . هر چند به بيانى كه گذشت از ظاهر آن استفاده نشود . و در الدر المنثور است كه احمد ، و طبرانى ، در كتاب اوسط از ابى هريره روايت كرده كه در تفسير آيه : * ( « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً . . . » ) * گفت : رسول خدا فرمود : در روز قيامت ، اعمال مىآيند ، از آن جمله نماز مىآيد و عرضه مىدارد : پروردگارا من نمازم . خطاب مىرسد : تو بر خير هستى . و صدقه مىآيد و مىگويد : پروردگارا من صدقه‌ام . خداى تعالى به او هم مىفرمايد تو بر خير هستى . دنبال صدقه روزه مىآيد و عرضه مىدارد : پروردگارا من روزه‌ام . خداى تعالى به او هم مىفرمايد : تو بر خير هستى . آن گاه ساير اعمال يكى يكى مىآيند و خود را معرفى مىكنند و خداى تعالى به يك يك آنها مىفرمايد : تو بر خير هستى تا آنكه اسلام مىآيد و عرضه مىدارد : پروردگارا تو سلامى و من اسلام هستم . خداى تعالى مىفرمايد : تو بر خير هستى و من امروز تو را معيار قرار مىدهم ، با تو مؤاخذه مىكنم ، و با تو پاداش مىدهم ، آن گاه رسول خدا ص اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ » ) * . « 2 » و در كتاب توحيد « 3 » و كتاب تفسير عياشى « 4 » از امام صادق ع روايت آورده كه در ذيل همين آيه فرمود : توحيد مردم نسبت به خداى عز و جل همين است . مؤلف قدس سره : توحيدى كه در اين روايت آمده ، ملازم با تسليم خدا شدن در همه چيزهايى است كه از بندگان خود مىخواهد ، در نتيجه برگشت اين حديث هم به همان معنايى است كه در بيان سابق گذشت . و اگر منظور تنها نفى شريك بوده باشد ، قهرا معناى طوع و كره هم دلالت اختيارى و اضطرارى خواهد بود .

--> ( 1 ) تفسير قمى ج 2 ص 107 ط قم . ( 2 ) در المنثور ج 2 ص 48 ط بيروت . ( 3 ) توحيد صدوق ص 46 ح 7 . ( 4 ) تفسير عياشى ج 1 ص 182 ح 78 .